تبلیغات
آموزش مبانی خرید و فروش سهام در بورس - ده اشتباه متداول سرمایه گذاران

ده اشتباه متداول سرمایه گذاران

یکشنبه 19 خرداد 1387 10:04 ب.ظ

نویسنده : دکتر رضا علوی فرد

ده اشتباه متداول سرمایه گذاران


در بازارسهام معمولان برخی از سرمایه گذاران وجود دارند كه متاسفانه هر چه شما سعی كنید ازضرر كردن آنها جلوگیری كنید، آنها به حرف شما گوش نمی‌كنند، مگر تا زمانی كه دیگرخیلی دیر شده است. تنها پس از باختن همه دارایی‌ خود، آنها می‌پذیرند كه اشتباهكرده‌اند.

در واقع بزرگ‌ترین اشتباهی كه ممكن است شما مرتكب شوید این استكه تشخیص ندهید كه دارید اشتباه می‌كنید. آشكارترین نشانه انجام اشتباه توسط شما،ضرر كردن شما است. ضرر بیش از 10 درصد در یك سرمایه‌گذاری علامت بروز یك اشتباهاست. به خاطر داشته باشید كه هدف شما از سرمایه‌گذاری در بازار سهام، از دست دادنسرمایه نیست. هدف این نوشتار كمك به شما در جلوگیری از بروز اشتباهاتی است كهدامنگیر بسیاری از سرمایه گذاران و تاجران می‌شود. بیشتر وقت‌ها ما خود بزرگ‌تریندشمن خود هستیم.

اشتباه شماره 1: عدم فروش
سهام در حال تنزل‌

به دلایل متعدد، برخی افراد سهام در حال تنزل خودرا مدتی طولانی نگه می‌دارند. عدم توانایی گریز از این موقعیت‌های زیانبار، احتمالادلیل اصلی تخریب سرمایه بسیاری از سرمایه‌گذاران و تاجران است. معمولا حفظ سهام درحال تنزل توسط افراد، دلایل روان شناختی دارد. اگر برای جلوگیری از ضرر، یك سهام رابفروشید، ممكن است به خاطر اینكه زودتر آن را نفروخته‌اید خود را سرزنش كنید. صرفنظر از اینكه سهام را به چه قیمتی فروخته‌اید، همیشه پس از فروش آن ممكن است تصوركنید كه می‌توانستید بهتر از این عمل كنید. بسیاری از افراد تصور می‌كنند كه درانتخاب سهام، هرگز دچار اشتباه نخواهند شد، سایر افراد نیز خود را امیدوار می‌كنندكه بالاخره یك روز قیمت‌ها به حالت مطلوب برخواهد گشت. در زمانی كه بازار سهام رونقزیادی دارد، هنگام افت ارزش سهام به میزان 10 تا 15 درصد، مردم نه تنها سهام خود رانمی‌فروشند، بلكه سهام بیشتری را نیز می‌خرند. اگر چه آنها می‌توانند با فروختنسهام از ضرر خود جلوگیری كنند، اما از این كار خودداری می‌كنند.

برای بهحداقل رساندن ضرر، قبل از خرید اولین سهام باید یك برنامه مشخص را طراحی كنید. مهم‌ترین قانونی كه شما همواره باید به خاطر داشته و به آن عمل كنید، این است كهاگر در یك سرمایه‌گذاری ضرر شما به بیش از 10 درصد رسید، آن را بفروشید. شما ضررمی‌كنید به همین دلیل سهام خود را می‌فروشید. هنگام خرید سهام می‌توانید یك درخواست مانع ضرر (Stop loss order) را تنظیم كرده و از شركت مربوطه بخواهید كه درصورت كاهش سهام به میزان 10 درصد آن را بفروشد، همچنین می‌توانید این موضوع را بهخاطر بسپارید تا هنگام تنزل ارزش سهام، خودتان آن را بفروشید. نكته اصلی سرعت عملدر هنگام افت ارزش سهام است. William O.neil پیشنهاد می‌كند كه با كاهش ارزش سهامبه میزان 8 درصد آن را بفروشید. حتی اگر شركتی كه سهام آن را خریده‌اید، یك شركتمعتبر است، اگر قیمت سهام آن پایین آمد، فورا قانون 10 درصد را به كار بگیرید. (البته استثنائاتی برای این كار وجود دارد، اگر شما سهام را به قیمتی كه حدسمی‌زنید پایین‌ترین حد قیمت آن سهام است، خریدید و به نظر می‌رسد كه پس از كاهش 10درصدی ارزش آن، مجددا رونق گیرد و ارزش آن بالا رود، نگه داشتن آن عمل معقولی است. قانون 10 درصد برای سرمایه گذاران و تاجران بی‌نظم طراحی شده است تا نگذارند یك ضرركوچك به یك ضرر بزرگ تبدیل شود).

اشتباهشماره 2: اجازه می‌دهید كه سهام برنده شما تبدیل به سهام بازنده شود.

اگر شما یك سهام را بفروشید تا سود آن به دستتان برسد، ممكن استبعدا این گونه احساس كنید كه اگر كمی دیرتر سهام را فروخته بودید، پول بیشتر به دستمی‌آوردید. برخی افراد در یك بازار سهام، چندین میلیون تومان پول به دست می‌آورند،اما مجددا قیمت‌ها به حالت عادی برمی‌گردد و این پول‌‌ها محو می‌شود. بسیاری ازافراد به این نكته توجه نمی‌كنند كه چنین فرصت‌هایی ممكن است هیچ‌گاه تكرار نشود. عده‌ای نیز نه تنها سود حاصل از این سرمایه‌گذاری را از دست می‌دهند، بلكه اصلسرمایه را نیز می‌بازند. برای این افراد، آنچه دردناك‌تر از عدم كسب سود است، ایناست كه ابتدا برنده بازار بوده‌اند اما بعدا تمام سرمایه را از دست داده‌‌اند.

مثالی از این مورد، شركت سوئدی Ericsson است كه در سال 1998 می‌توانستیدسهام این شركت مخابراتی را به ارزش 20 دلار بخرید. از آن زمان، سهام این شركت رو بهرشد گذاشت تا اینكه یك سال بعد به 90 دلار رسید. اگر شما فرد خوش‌شانسی بودید،می‌توانستید در همان زمان، تمام سهم‌های خود را به قیمت 90 دلار بفروشید، اما درعوض بسیاری از مردم، آن قدر این سهام را نزد خود نگه ‌داشتند تا اینكه در سال 2002و قبل از تفكیك معكوس 1 به 10 توسط این شركت، ارزش سهام آن به 1 دلار رسید. هزارانسرمایه‌گذار سوئدی و آمریكایی، سرمایه خود را درEricsson (و بسیاری از سهام‌های بخشتكنولوژی) از دست دادند.

اگر شما یك سهام برنده را دارید، احتمالا تصورمی‌كنید كه فروختن زود هنگام آن، كار احمقانه‌ای است. این تصور باعث می‌شود كه شمایك شیوه فروش افزایشی را انتخاب كنید Michael Sincere . نام این شیوه را طرح 30-30گذاشته است. اگر سهام شما بیش از 30درصد رشد داشت، 30درصد از سهام خود را بفروشید. به این ترتیب هم احساس پشیمانی پس از افت قیمت را از بین می‌برید و هم احساسخوشحالی پس از رشد آن را به دست می‌آوریدTed Warren . می‌گوید: فروختن زود هنگامسهام، مطمئن‌تر از نگه داشتن طولانی مدت آن است.

آیا می‌دانید عدم فروشسهام در هنگام رشد آن، توسط افراد، چند تریلیون تومان در سال به سرمایه‌گذارانخسارت وارد می‌كند؟ متاسفانه بسیاری از مردم، نظم و انضباط لازم را ندارند تاهنگامی كه قیمت سهام به اندازه كافی بالا رفت آن را بفروشند. آنها یا از مالیاتمی‌ترسند، یا منتظر بالاتر رفتن قیمت سهام هستند. اگر شما به قدری روی یك سهام، سودكردید كه شما را ارضا می‌كند، 30درصد از این سهام را بفروشید. در این صورت شما بخشیاز سود خود را تثبیت می‌كنید، ضمن اینكه هنوز فرصت ارزیابی سبد سهام خود را نیزدارید.

اشتباه شماره 3: برخورد شدیدااحساساتی در هنگام انتخاب سهام

دلیل اینكه بسیاری از افراد نباید دربازار سهام شركت داشته باشند، عدم توانایی كنترل احساسات خود است. هنگامسرمایه‌گذاری در بازار سهام، بسیاری از افراد تحت تاثیر احساسات خود، تصمیماتاشتباهی را اتخاذ می‌كنند. در واقع، احساساتی شدن شما، نشانه این است كه شما دربازار سهام ضرر خواهید كرد. شما باید به همان اندازه كه در صف سوپرماركت منتظرمی‌مانید، برای به دست آوردن پول در بازار سهام نیز از خود صبر و حوصله نشان دهید.

مشكلی كه معمولا دامنگیر بسیاری از افراد می‌شود، اعتماد به نفس بیش ازاندازه است. اگر چه مقداری اعتماد به نفس برای شروع سرمایه‌گذاری لازم است، اما رهاكردن كنترل احساسات، كاری خطرناك است. یكی از دلایل پایان یافتن بازار پر رونقاخیر، این بود كه بسیاری از مردم، سودهای كلانی به دست می‌آوردند و تصور می‌كردندكه افراد نابغه‌ای هستند. یك گفته قدیمی وجود دارد كه می‌گوید: <در بازار پررونق، هیچ نابغه‌ای وجود ندارد.> در واقع، كسب سود توسط بسیاری از افراد، نتیجهقدرت بازار سهام است.

قبل از فروپاشی بازارهای پر رونق سهام، بسیاری ازسرمایه‌گذاران به قدری حریص شده بودند كه نمی توانستند درست فكر كنند. علائم اینحرص، همه جا را گرفته بود:

- هزاران نفر شغل اصلی خود را كنار گذاشتند تاتبدیل به تاجران هر روزه سهام شوند.

- قیمت‌های سهام در شركت‌هایی كه سودینداشتند، در هر روز دو برابر یا سه برابر می‌شد.

- بسیاری از شركت‌ها، درطول یك سال بیش از 100 درصد افزایش قیمت داشتند.

- مردم با تحلیلگران بازارمانند ستارگان سینما برخورد می كردند.

با افت‌های ناگهانی ارزش سهام دربورس، امید جای حرص را گرفت. در واقع، امید چیز خطرناكی است. در عشق و زندگی،همواره امید به حل شدن مشكلات وجود دارد، اما در بازار سهام، امید موجب تخریب سبدسهام می‌شود. اگر تنها دلیل نگه داشتن سهام توسط شما، امید به رشد آن است بدانید كهبه سمت ضرر و زیان در حال حركت هستیدJess Livermore . می‌گوید: <مردم موقعی كهباید امیدوار باشند می‌ترسند و زمانی كه باید بترسند، امیدوار می‌شوند>. موفق‌ترین سرمایه‌گذاران كسانی هستند كه در خرید سهام خود، غیر احساساتی برخوردمی‌كنند. آنها در هنگام تصمیم‌گیری دچار حرص، ترس و امید نمی‌شوند و فقط بهجنبه‌های تكنیكی كار و اطلاعات اساسی توجه می‌كنند.

در سال 1929 و 1987 ترسشدیدی، بازار بورس آمریكا را فرا گرفت. مردم فكر می‌كردند كه ارزش سهام آنها به صفرخواهد رسید و خواستار خروج از بازار سهام با هر قیمتی بودند. درست در همین زمان،مشخص شد كه سال 1987 در واقع شروع یك بازار پررونق است. از طرف دیگر در سال 2000،مردم هنگامی كه می‌بایست در مورد آینده بازار سهام، بیمناك باشند، بسیار امیدواربودند.

اشتباه شماره 4: اختصاص دادن تمامپول به یك یا دو سهام‌

یكی از مشكلاتی كه در صورت سرمایه‌گذاریمستقیم روی سهام، توسط عده زیادی از مردم بروز می‌كند، این است كه بیشتر مردم پولكافی برای خرید چندین سهام و ایجاد تنوع در آنها را ندارند. (به طور كلی، هیچ سهامینباید بیش از 10 درصد از سبد سهام شما را تشكیل دهد)، اگرچه ایجاد تنوع، سودهای شمارا محدود می‌كند، اما در مواقعی كه یكی از سرمایه‌گذاری‌های شما، در آستانه ضررقرار می‌گیرد، بقیه سرمایه‌گذاری‌ها آن را جبران می‌كنند.

اگر توان خریدبیش از یك یا دو سهام را ندارید، چندین كار می‌توانید انجام دهید. اول اینكه،می‌توانید سهام شركت‌های سرمایه‌گذاری را بخرید تا به این ترتیب، بتوانید باپرداختن بخشی از قیمت بازار، تمامی آن را بخرید. دوم اینكه از یك مشاورسرمایه‌گذاری خبره برای مدیریت سبد سهام و ایجاد تنوع در آن استفاده نمایید. اگراحساس می‌كنید باید همه پول خود را روی یك یا دو سهام سرمایه‌گذاری كنید، بهتر استسهام شركت‌های محافظه كار را كه نسبت P/E كمتر از 10 دارند را خریداری كنید.

موارد استثناء:

اگر شما یك تاجر كوتاه مدت سهام هستید، اختصاص تمامدارایی‌ به یك یا دو سهام، ممكن است برایتان نتیجه‌بخش باشد. مثلا برخی از تاجرانبر روی یك سهام خاص تمركز می‌كنند. اگر شما یك فرد ماهر بوده و شناخت كافی ازسرمایه‌گذاری خود داشته باشید، بهتر می‌توانید راجع به زمان خرید یا فروش سهام خودتصمیم بگیرید. مسلما این روش برای تاجران مناسب‌تر است تا برای سرمایه‌گذاران. البته با سرمایه‌گذاری تمام پول روی یك سهام ممكن است شما به سود زیادی برسید، امااین كار بیشتر شبیه یك ریسك است. برای كاهش ریسك، بهتر است تمام پول را روی یك شركتسرمایه‌گذاری، سرمایه‌گذاری كنید نه روی یك سهام.

اشتباه شماره 5: شما قادر نیستید در آن واحد هم منظمباشید و هم انعطاف پذیر

تقریبا هر سرمایه‌گذار حرفه‌ای، می‌داند كهعدم وجود نظم و انضباط، مهم‌‌ترین عامل ضرر و زیان بسیاری از مردم است. اگر شما فردمنظمی هستید، پس حتما یك استراتژی، یك برنامه و یكسری مقررات را دارید و بدون توجهبه احساسات خود، فقط پایبند به استراتژی، برنامه و مقررات خود هستید. انضباط یعنیداشتن شناخت كافی برای اینكه بدانیم چه باید انجام دهیم (بخش آسان) و داشتن اراده وانگیزه برای عمل كردن آن (بخش‌مشكل). انضباط یعنی اینكه شما باید به استراتژی خودپایبند بوده و از مقررات خود پیروی كنید.

این انضباط، برای سرمایه‌گذاران ومدیران مالی موفق، بسیار به كار می‌آید، اگرچه این ایده درست است كه برای موفقیت دربازار سهام نیاز به نظم و انضباط است، اما شما باید بتوانید بین انضباط وانعطاف‌پذیری، توازن برقرار كنید. برخی سرمایه‌گذارانآن قدر سرسختانه به انضباطاهمیت می‌دهند كه هنگامی كه جریان بازار و سهام به ضرر آنها پیش می‌رود، هیچ واكنشیاز خود نشان نمی‌دهند. بسیاری از افراد به همین دلیل، سرمایه خود را از دستمی‌دهند، نظم و انضباط در كارها، امری ضروری است، اما شما باید آنقدر واقع‌گراباشید كه جایزالخطا بودن خود را بپذیرید. شما باید برای تغییر استراتژی خود، طرح وبرنامه خود و مقررات خود به اندازه كافی انعطاف‌پذیر باشید، به خصوص در مواقعی كهمی‌دانید در آستانه ضرر و زیان هستید. برای هر قاعده‌ای، استثناهایی وجود دارد، پسشما اگر بتوانید هم منظم و منضبط و هم انعطاف پذیر باشید، یك سرمایه‌گذار استثناییخواهید بود.

اشتباه شماره 6: شما ازاشتباهات چیزی نمی‌آموزید

با تجربه‌ترین سرمایه‌گذاران و تاجرانسهام،می‌دانند كه شما از شكست‌های خود بیش از موفقیت‌هایتان، درس می‌گیرید. یكی ازبدترین اتفاقاتی كه برای سرمایه‌گذاران مبتدی در طی چند سال گذشته پیش آمد، كسب سودسریع و آسان در بازار بود. هنگامی كه این سودآوری آسان پایان یافت و بازار دچارآشفتگی شد، بسیاری از این افراد واقعا نمی‌دانستند چه باید بكنند. زیرا آنها طعمضرر و زیان را نچشیده بودند. پس به خاطر داشته باشید كه از دست دادن پول هم برایشما مفید است (البته به شرط اینكه تمام آن را از دست ندهید!) در واقع، ارزش آن رادارد كه مقدار كمی در بازار ضرر كنید تا در آینده از زیان‌های بزرگ در امان باشید.

اگر ضرر شما در بازار به بیش از 10 درصد برسد، تقریبا كاری نمی‌‌توان برایجلوگیری از آن انجام داد. در این حالت، باید به اشتباهات خود فكر كنید. هرگز نبایدبه گونه‌ای عمل كنید كه انگار ضرر شما فقط روی كاغذ است و در آینده جبران خواهد شد. در بازار همیشه همه‌چیز بر وفق مراد شما پیش نمی‌رود. باید ضرر را پذیرفت و ازتكرار اشتباهات جلوگیری كرد.

پس از طی این مراحل، استراتژی سرمایه‌گذارانخود را دقیقا مرور كنید. باید محیط بازار را به خوبی شناخته و هر سهامی كهخریده‌اید را به خوبی تجزیه و تحلیل نمایید. اگر طبق تجزیه و تحلیل تكنیكی شما،سرمایه‌تان ممكن است از دست برود، باید تغییراتی را در سبد سهام خود اعمال نمایید.

اشتباه شماره 7: شما به افراد در حالاشتباه، گوش می‌كنید یا از آنها راهنمایی می‌گیرید

اگر با شنیدنعبارت تجزیه و تحلیل تكنیكی، تعجب می‌كنید راه ساده‌تری هم برای انتخاب سهام وجوددارد. با استفاده از راهنمایی‌های اشخاص مختلف شما می‌توانید بدون هیچ زحمتی به كسبسود بپردازید. در واقع، یكی از آسان‌ترین راههای از دست دادن پول، گوش دادن بهراهنمایی‌های اقوام و آشنایان ناآگاه است. این افراد، شما را به خرید یك سهام تشویقمی‌كنند. چون نپذیرفتن یك پیشنهاد كه پول زیادی را در پی خواهد داشت، كار مشكلیاست، اقداماتی برای كاهش ریسك سرمایه‌گذاری خود می‌توانید انجام دهید:

اولا، شما تا زمانی كه تحقیق و بررسی لازم را روی یك پیشنهاد انجامنداده‌اید، نباید آن را اجرا كنید. یك بار مشاهده نمودار سهام، مشخص می‌كند كه آیاسهام مورد نظر شما در حال تنزل است یا خیر. اكثر افراد برای تحقیق در مورد یكتلویزیون 200000 تومانی، بیشتر از یك سهام 20000000 تومانی وقت می‌گذارند. اگر كسیبه شما گفت كه این سهام هرگز دچار تنزل نخواهد شد، مقدار كمی از آن سهام (حداكثر 500 سهم) را بخرید. اگر در این سرمایه‌گذاری شكست خوردید (كه احتمال آن نیز زیاداست) كمتر ضرر خواهید كرد و ضمنا یك درس باارزش را نیز می‌آموزید. آیا برای انتخابسهام باید به كارشناس مراجعه كرد؟ فراموش نكنید كه برخی از به ظاهر كارشناسان،انتخاب‌كنندگان بسیار بدی برای سهام هستند. برخی تحلیلگران دروغ می‌گویند،اقتصاددانان در مورد اقتصاد قضاوت درستی نمی‌كنند،CEO ها بسیار خوش‌بین هستند وبعضی شركت‌های حسابداری نیز ارقام را بیش از حد بزرگ می‌كنند. در همین حال،سرمایه‌گذاران حریص و تنبل، براساس گفته‌های مردم، اقدام به خرید سهام می‌نمایند. بهترین نصیحتی كه می‌توان به شما نمود، یك جمله ساده است: گوش‌های خود را بسته نگهدارید.

اشتباه شماره 8: همرنگ جماعت شدن‌

آیا می‌خواهید ضرر كنید؟ اگر می‌خواهید، هر كاری كه دیگران می‌كنندشما هم همان را انجام دهید. متاسفانه، این كار مشكلی است كه بخواهید متفاوت ازدیگران فكر كنید. اگر زندگی بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران و تاجران گذشته را مرور كنید،مشاهده می‌كنید كه آنها معمولا در خلاف جهت بقیه حركت می‌كردند. این كار به معنایخرید سهام موقعی كه مردم آن را می‌فروشند و فروش آن در زمانی است كه دیگران آن رامی‌خرند. اگر شما روان‌شناسی رفتار گروه را مطالعه كنید، در می‌یابید كه در بسیاریاز دوره‌های تاریخ، شاهد <جنون جمع> بوده‌ایم. اگرچه بقیه مردم هم می‌توانندبرنده باشند، اما این موضوع زیاد طول نمی‌كشد. همان طور كه گفته شد، یكی ازنشانه‌های فروپاشی یك بازار پررونق، حالتی است كه به نظر می‌رسد همه در بازار سهامحضور یافته‌اند. برعكس، یكی از نشانه‌های پایان یك بازار آشفته، این است كه مردم ازسرمایه‌گذاری در بازار بیم دارند. هنگامی كه تقریبا همه از سرمایه‌گذاری‌ خودداریمی‌كنند، بازار راكد به پایان خواهد رسید. اما متاسفانه كسی این پایان را اعلامنمی‌كند. شما باید خودتان این وضعیت را تشخیص دهید.

توجه كنید كهبرداشت‌های افراد از وضعیت بازار، سریعا تغییر می‌كند. در آستانه بهبود وضعیتبازار، معمولا عامه مردم نسبت به آن لجوج و بدبین می‌شوند. از نشانه‌های این وضعیت،كاهش علاقه مردم به خواندن كتاب‌های مربوط به بازار سهام، عدم علاقه به صحبت درمورد بازار سهام، بروز آثار رفاه معكوس در جامعه مانند كاهش فروش وسایل تجملی است. اگر شما یك فرد آگاه باشید، باید در چنین مواقعی به دنبال بهترین فرصت‌های خریدسهام بگردید.

اشتباه شماره 9: عدم كسبآمادگی برای مواجه با بدترین شرایط‌

قبل از ورود به بازار سهام، شماباید خود را آماده كنید. اگرچه همواره باید امیدوار به بهترین حالات باشید، اماباید خود را برای بدترین شرایط نیز آماده كنید. بزرگ‌‌ترین اشتباهی كه اكثرسرمایه‌گذاران می‌كنند ، این است كه فكر می‌كنند قیمت سهام آنها هرگز پایین نخواهدآمد. آنها هرگز خود را برای یك‌ بازار كساد، ركود، آشفتگی بازار و هر نوع اتفاقغیرمنتظره‌ای آماده نكرده‌اند. حتی در مواقعی كه احتمال بروز یك فاجعه مالی نیزوجود ندارد، بهتر است یك طرح ضد آشفتگی را براساس عقل و منطق ترتیب دهید، در زیرچند مرحله را كه شما می‌توانید برای حفظ سبد سهام خود انجام دهید می‌بینید:

1-‌ بیشتر پول خود را نقد كنید: هنگامی كه پول شما به صورت نقدینگی باشد، ( از جمله صورت حساب‌های دولتی) تصمیم‌گیری معقولانه در مورد نحوه سرمایه‌گذاری آن،كار راحت‌تری است. در مواقع بحران‌های اقتصادی و سقوط بازار، نقدینگی بهترین حالتحفظ پول است. بهترین كار این است كه پول خود را به صورت نقدینگی نگه دارید تا شرایطبهبود یابد. اگر وضع بازار واقعا رو به بهبودی است، یك راه برای موفقیت این است كهدر حالی كه سهام به قیمت بازاری مبادله می‌شود، شما همچنان پول را به صورت نقدینگیحفظ كنید.

2-‌ كمتر تجارت كنید: اگر یك تاجر سهام هستید، تعداد سهم‌هایمبادله شده توسط خود را كاهش دهید. هر چه كه به دست آوردن پول از بازار سهاممشكل‌تر می‌شود، برخی از مردم به اشتباه سعی در برگرداندن سودهای از دست رفتهدارند. یادتان باشد كه قدرت حرص و طمع بیشتر از ترس می‌باشد.

3-‌ بیشترتحقیق كنید: اگر وارد بازار آشفته طولانی مدتی شدید، برای مطالعه بازارها، خواندنكتاب‌ها و تجزیه و تحلیل تكنیكی بازار، وقت بگذارید. هرگاه بازار به شرایط عادی خودبازگشت، شما برای انتخاب مجدد سهام مناسب، آمادگی لازم را خواهید داشت.

اشتباه شماره 10: مدیریت غلط پول یا ازدست دادن فرصت‌های سودآور

مدیریت پول، برای بسیاری از افراد كارمشكلی است، اما یكی از شرایط ضروری موفقیت در بازار است.

متاسفانه اگر شمانتوانید مدیریت صحیح پول را انجام دهید، در آینده با مشكلات مالی مواجه خواهید شد (مگر آن كه شخصی را مسوول انجام این كار كنید).

در پایان، آنچه اهمیت دارداین است كه چقدر پول را نگه می‌‌دارید نه اینكه چقدر پول را به دست می‌آورید. آیامی‌خواهید راز به دست آوردن پول در بازار سهام یا هر سرمایه‌گذاری دیگری را بدانید؟راز آن این است كه هیچ پولی را از دست ندهید، مسلما كمتر سرمایه‌گذاری پیدا می‌شودكه ضرر نكرده باشد، اما هرگز نباید از تلاش بازایستاد.به همان اندازه كه مدیریت غلطپول، زیان‌آور است، از دست دادن فرصت‌های سودآور نیز یك ضرر محسوب می‌شود. كمیاحساس ترس ممكن است برای جلوگیری از زیان مفید باشد، اما ترس بیش از اندازه در بعضیموارد باعث می‌شود كه شما یك فرصت سرمایه‌گذاری یا تجارت سودآور را از دست بدهید. این ترس از زیان است كه بسیاری از افراد را از خرید یا فروش به موقع سهام بازمی‌دارد. معمولا ترس از فقدان اطلاعات كافی ناشی می‌شود. پس ضروری است كه هنگام بهوجود آمدن فرصت‌های مالی، خودتان تحقیقات لازم را انجام دهید. این موجب می‌شود كهشما بر اساس دانسته‌های خود و نه بر مبنای احساسات، اقدام به تصمیم‌گیری كنید.

مسلما، شما تمامی اطلاعاتی كه برای موفقیت صد در صد لازم است را ندارید. شما باید بر مبنای بهترین اطلاعاتی كه دارید، تصمیم‌گیری نمایید. در اكثر موارد اینتصمیم‌گیری اشتباه خواهد بود، زیرا اغلب، اطلاعات كافی برای یك تصمیم‌گیری كاملافاقد ریسك را در اختیار ندارید. اما به هر حال باید به تلاش خود ادامه دهید. ترس ازضرر، بسیاری از افراد را به‌طور كامل از تصمیم‌گیری عاجز می‌نماید.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 27 آبان 1390 10:19 ب.ظ