تبلیغات
آموزش مبانی خرید و فروش سهام در بورس - تاثیرات روانی در معاملات ((Psychological Aspects of Trading

تاثیرات روانی در معاملات ((Psychological Aspects of Trading

سه شنبه 19 آذر 1387 07:11 ب.ظ

نویسنده : دکتر رضا علوی فرد

تاثیرات روانی در معاملات ((Psychological Aspects of Trading

ترجمه بخش هایی از کتاب Trading in the Zone اثر Mark Douglas


دیدگاه بازار

عموما درك معامله گران نسبت به ریسك موقعیت های متنوع بازار كه تریدر با آن مواجه است، تابعی از نتیجه دو یا سه معامله اخیر(بسته به شخصیت فرد) وی است.در طرف مقابل، معامله گران موفق تحت تاثیر نتایج آخرین معامله(ترید) های خود چه به صورت منفی و چه به صورت مثبت، قرار نمی گیرند و بهمین خاطر برداشت و درك آنها از موقعیت های مختلف ترید(معامله) و ریسك این موقعیت‌ها، بی تاثیر از متغیرهای شخصی و روانی است. این فاصله زیاد بین حالات روانی تریدرهای موفق و دیگران ممكن است این باور را به ذهن متبادر كند كه معامله گران موفق دارای نوعی طرز فكر ذاتی و خدادادی هستند كه باعث ایجاد این تفاوت بزرگ میشود اما من به شما اطمینان می دهم كه اینگونه نیست. تمام تریدرهایی كه طی هجده سال گذشته با آنها كار كرده ام به خوبی آموخته اند كه چگونه ذهن خود را بدرستی روی "موقعیت های لحظه جاری" متمركز نمایند(منظور عدم توجه به گذشته است). البته این یك مشكل همگانی است و زاده ماهیت ذهن و ساختار اجتماعی و تربیتی ماست و مختص فرد خاصی نیست.
عوامل دیگری مرتبط با خود‌باوری و اعتماد به نفس نیز وجود دارند كه می توانند به عنوان مانعی بر سر راه موفقیت مستمر شما قرار بگیرند، اما آنچه كه می خواهیم در مورد آن صحبت كنیم مهم ترین و بنیادی ترین جزء سازنده موفقیت شما(بلحاظ روانی) به عنوان یك معامله گر میباشد:
اصل "عدم قطعیت"!
اگر رازی در مورد ماهیت موفقیت بعضی معامله‌گران وجود داشته باشد، بدون قطع این است كه آنها دارای تواناییهای زیر هستند:
۱- معامله بدون حس ترس و همچنین بدون اطمینان بیش از حد به خود
۲- درك موقعیتی كه بازار از نظر خود بازار(و نه از دیدگاه انتظارات تریدر) به او پیشنهاد میدهد
۳- تمركز كامل بر "جریان موقعیت های حال بازار "
۴- خود به خود در "منطقه موفقیت" بودن" *
موفقترین معامله گران به جایی رسیده اند كه همگی بدون كوچكترین شك یا تضاد درونی معتقدند كه: "امكان وقوع هر چیزی وجود دارد".
آنها تنها مظنون به احتمال وقوع هرچیزی نیستند و فقط شعارنمیدهند بلكه اعتقاد درونی آنها به عدم قطعیت به حدی قوی است كه باعث میشود ذهن آنها از ارتباط دادن نتایج معاملات اخیر با موقعیت " لحظه حال" و شرایط موجود جلوگیری نماید. آنها به‌وسیله قطع این ارتباط قادر میگردند تا ذهن خود را از انتظارات غیرواقعی و خشك در مورد آینده بازار(پیش بینی نحوه حركت بازار در آینده) خالی نمایند. آنها بجای اینكه انتظارات غیر واقعی(كه اغلب باعث ضررمادی و حس اندوه میگردد) در خود بوجود بیاورند آموخته اند تا خود را برای استفاده از تمام فرصتهایی كه بازار در لحظات مختلف به آنها میدهد "آماده كنند". "آماده كردن خود " به معنی داشتن دیدگاهیست كه از منظر آن متوجه این امر بشوید كه چارچوبی كه از طریق آن قادر به درك اطلاعات هستید محدود و وابسته به چیزیست كه به شما پیشنهاد میگردد(منظور شرایط لحظه حال بازار است).


مشكل: اعتیاد به پاداش تصادفی

آزمایشات متعددی در مورد اعتیاد به پاداش تصادفی در میان میمونها انجام گرفته است.برای مثال اگر شما كاری را به یك میمون یاد داده و به طور مداوم هر زمان كه او آن كار را انجام داد به وی پاداش بدهید میمون میاموزد تا نتیحه خاصی (پاداش) را به تلاش خود ارتباط دهد.اگر شما دادن پاداش را متوقف نمایید بعد از مدت كوتاهی میمون دیگر كار مورد نظر را انجام نمیدهد.او انرژی خود را بیهوده برای كاری كه میداند پاداشی برای آن وجود ندارد هدر نمیدهد. اگربجای اینكه بطور مداوم او را تشویق كنید با یك برنامه كاملا تصادفی شروع نمایید(غیر منظم پاداش دهید) پاسخ میمون به قطع پاداش خیلی متفاوت میشود. اگر شما پاداش دادن را قطع كنید راهی برای میمون وجود ندارد تا بفهمد كه دیگر هرگز پاداش نمیگیرد .چون هر زمان كه در گذشته پاداش گرفته شگفت زده (سورپریز) شده بود در نتیجه از دید میمون دلیلی برای ترك عمل مذكور وجود ندارد. میمونها به انجام آنكار بدون گرفتن پاداش ادامه میدهند.بعضی از آنها همیشه آنكار را انجام میدهند.
من دلیل اینكه ما نیز آماده اعتیاد به پاداش تصادفی هستیم را نمیدانم اما اگر بخواهم حدس بزنم میگویم كه احتمالا ارتباطی با تركیبات شیمیایی كه شادی آور بوده ودر مغز ما در زمان دریافت یك پاداش غیر قابل انتظار آزاد می گردد، دارد.اگر یك پاداش تصادفی باشد، ما هرگز بطورقطع نمیفهمیم كه كی دوباره آن را دریافت میكنیم پس صرف انرژی و منایع به امید تجربه آن حس بی نظیر برای ما كار آسانی میشود. در حقیقت برای خیلی از مردم این امر بسیار اعتیاد آور است. از طرف دیگر هنگامیكه ما انتظار یك نتیجه خاص را داریم و اتفاق نمیافتد ما بسیار ناامید میشویم. اگر ما دوباره آنكار را انجام دهیم وآن نتیجه ناامید كننده را دوباره بگیریم باور نكردنی است كه ما كاری را انجام میدهیم كه میدانیم باعث ناراحتی ما میشود(بدلیل اعتیاد).
مشكل با هر اعتیادی این است كه ما را در حالت "بدون انتخاب بودن" قرار میدهد.به همان اندازه ایكه اعتیاد بر ذهن ما غلبه كند به همان اندازه تمركز و تلاش ما برای ارضای موضوع اعتیاد درگیر میشود. تمامی امكانات دیگری كه در هر لحظه برای اغنای نیازهای دیگر ما (از قبیل نیاز اطمینان به خود و اینكه مقدار زیادی از حساب خود را در معرض ریسك قرارندهیم) وجود دارد در نظر گرفته نمیشود. ما در برابر هر راهی بجز ارضای اعتیاد خود احساس ضعف میكنیم. اعتیاد به پاداش تصادفی مشخصا برای معامله گران (تریدر ها) مشكل ساز است چون یكی دیگراز موانعی كه بر سر راه ایجاد ساختار فكری ای كه باعث تداوم در سودكردن است میشود.

*
منظور بودن در حالت ذهنی قاطع و ثابتی است كه در آن تریدر فقط به موفقیت و لحظه حال فكر میكند; میداند كه نتیجه ترید با عدم قطعیت مواجه است اما از ابزارهای مورد اعتمادش در جهت سود استفاده میكند




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 27 آبان 1390 10:22 ب.ظ